ناگهان از دست رفتم، فاصله یعنی همین.
بی تقلا، بی بهانه، بی گله، یعنی همین.
ناگهانی تر از آنکه دوستم می داشتی،
اتفاقی، مثل تو، بی حوصله، یعنی همین،
هیچ کس جای مرا نگرفت در قلب تو، آه
سنگدل تعریف تو از فاصله یعنی همین؟
آخرین دیدارمان گفتی که تقدیر است این
در دلم چیزی نگفتم، جز بله!، یعنی!؟...، همین؟
زندگی بی عشق، جز بیهودگی چیزی نداشت
بودن و نابود بودن، مسئله یعنی همین.
زخمی این جادۀ بی انتها بودیم ما
جاده زخمی بود پای آبله یعنی همین...
 سرنوشتم بود تنها شعر باشم پیش روت
در میان صفحه های باطله، یعنی همین
رفتم از دنیای پر آشوب تو یک عصر تلخ...
بی صدا، ختم به خیرِ قائله یعنی همین.
وحیدطلعت

 

 

کانال شعر  در تلگرام
https://telegram.me/adalara